چهارمین سالگشت سفر جاودانی « استاد میرزا محمّد بخشی »

مشعل تابان ، چــراغ زندگی ، استاد من

همنشین خـــرمن گل گشته ای در یاد من

چشمه ی جوشان شعرت تا ابد پاینده باد

عالم از عطر خوش نام مهت ، آکنده باد

چهارم مهر ماه روز تجدید با توست، امسال برای چهارمین بار،برگهای باغچه ی مزارت ، به یادت پر پر خواهند شد و پرستوها با بغضی در گلو کوچ خواهند کرد . امسال برای چهارمین بار من می مانم و غم غربت در وطن خویش . اشکهای هجران بر گونه هایم فرو می ریزد . دلم برای همه چیز تنگ شده است در به در دنبال تو میگردم . حالا چه کار کنم بدون تو و حضور تو ، حالا چکار کنم بدون تو و سروده های تو ، دلم برای همه چیز تنگ شده است ، دلم می خواهد برگردیم به آن روزها ، چقدر زود گذشت آن روزهای خوب و صمیمی .

مـهــربان ، مــهـــر یـایـان ، مـــه لقانی آلــــدی بو مهر

خاطــــره ائـتـدی اؤزون ، خاطـــریمی چـالـدی بو مهر

گؤروم اولسون گؤزی کور،خطووا گؤز سالدی بو مهر

یای یازیـــم گئچمیش اولـــــوب بـــاد صبام گلمییه جک

چهارم مهر ماه روز تجدید با توست ، روزی برای ارزیابی عملکرد سالی دیگر که بی حضورت ولی با یادت گذشت . در این یکسال نیز دوستانت برایمان سنگ تمام گذاشتند ، همانهایی که برایت عزیزترین بودند ، بزرگانی که به وجودشان عشق می ورزیدی ولی من به همه ی آنها غبطه می خورم .

به خلوص عزیزانی که در رونمایی از دیوان اشعارت سنگ تمام گذاشتند غبطه می خورم به عظمت دوست دارانت در صدا و سیما ، ماهنامه ها ، هفته نامه ها ، روزنامه ها ، وبلاگ ها و... که تقریبا هر روز هفته نام ویادت را گرامی می دارند غبطه می خورم .

به صبر و حوصله ی دست اندرکاران موزه ی شهر تبریز که روزانه با روی باز از خیل عظیم بازدید کنندگان از آثار و وسایل شخصی تو پذیرایی می کنند غبطه می خورم .

به بزرگی همه ی آن بزرگان که عظمت آنها در این مختصر نمی گنجد ولی در قلب تک تک ما هستند ، غبطه می خورم .

مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم

هـواداران کویش را چـــو جــان خویشتن دانم

روحت شاد ویادت گرامی باد

نویسنده : رامین بخشی